على اصغر ظهيرى

47

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

جانگداز مرحوم شيخ صدوق از ابن عباس نقل كرده است كه : امام حسن و امام حسين عليهما السلام هنگام رحلت رسول خدا ناله كنان وارد خانه شدند و با چشمان پر از اشك خود را به روى بدن رسول خدا انداختند ، امام على عليه السلام خواست آنها را از آن حضرت جدا كند كه پيامبر خدا فرمود : يا عَلِىُّ ! دَعْنِى اشُمُّهُما و يَشُمّانِى ، و اتَزَوَّدانِ مِنِّى « اى على ! بگذار من آنها را ببويم و آنان مرا ببويند ، من از ديدار آنها توشه برگيرم و آنها از ديدار من توشه برگيرند . » آنگاه حضرت فرمود : على جان ! بدان كه اين دو فرزند من پس از من ستم‌هاى فراوانى خواهند ديد و با ظلم كشته مىشوند . سپس حضرت سه بار ستم كنندگان و ظالمان در حق آنان را لعنت كرد . « 1 » لبخند حكمت آميز آخرين لحظات زندگى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، امير مؤمنان عليه السلام سر مبارك حضرت را به دامن گرفت ، حضرت زهرا عليها السلام در حالى كه به چهرهء پدر مىنگريست اين شعر ابوطالب را زمزمه مىكرد : وَ ابْيَضُ يَسْتَسْقَى الْغمامُ بِوَجْهِهِ * ثَمالُ الْيَتامى عِصْمَةٌ لِلْارامِلِ « و سفيدى رويى كه مردم به بركت روى او طلب باران مىكردند ، او كه فرياد رس يتيمان و پناه بيوه زنان بود . » در اين هنگام رسول خدا چشمان مبارك خود را گشود و آهسته فرمود : اين گفتار

--> ( 1 ) - امالى صدوق : مجلس 92 ، ص 636 و مناقب : ج 1 ، ص 236 .